シآیا خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا برای بنده اش کافی نیست! ؟؟؟シ

۲۱ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

جای مرا خالی نکن...

خداحافظی کردم ...

ای درد آشنای روزهای تلخ.....

خداحافظت باشد...

رفتم تا تو بمانی و سرنوشت...

ای تکرار دلتنگی هایم ! زندگی در انتظار توست ..

من پرواز کردم چون قناری هایت...

پریدم تا نبینم سقوط تو را....

تا نباشم ...تا تو باشی...

ببین برداشتم فاصله را...

نابودکردم تمام خاطرات را...

بستم کوله بارم را.....

حال دیگر ..

تنها تو ماندی و زندگی..

دعا کردم تو را با چشمانی اشکبار..

با ناله های خاموش...

نمی دانم چند شب بیدار ماندم با بغض..

نمی دانم به کدامین سکوت سپردم دلت را...

رفتم تا حفظ کنم حرمت دل را...

خسته تر از آنم که توانی برای بازگشت باشد...

خراب کردم راه بازگشت را...

خراب کردم تا باز نگردی تا باز نگردم...

تا توتنهاشوی در کنج تنهایی با خدا

تا تنها شوم ...

من سال هاست که آشنایم با این درد تلخ..

تنهایی شیرین است...

ای تنها ترین شب تاریک من!

می سپارم دلت را به دست کسی که

می دانم حواسش به توست..

می دانم پر می کند حجم خالی دلت را...

جای مرا خالی نکن...

می خواهم خدایم پرکند تمام حجم دلت را...

خداحافظت باشد...

زهرامحدثی(گیلانی)




۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Zahra Gilani

پایان خوبی نداشت...

نداشتند هیچ کدام از شعر هایم مخاطبی...
بودند حال نامه ای از حال نزارم...
بودن شرح حالی از حال دلم...
خداحافظی همیشه پایان ماجرا نیست...
گاهی شروعی دوباره است...
شروع تمام تلخی ها....
شروع تمام تنهایی ها...
گاهی باید رفت...
گاهی توانی نیست برای ماندن...
باید رفت تا فراموش نکرد ...
فراموش نکرد تنهایی را
بودم تمام زندگی مسافری بی مقصد...
مسافری که گه گاهی
برای حال دلش توقف می کرد در کنجی...
می خواهم ترک کنم این کنج تنهایی را...
می خواهم این قصه را تمام کنم...
پایان خوبی نداشت...

زهرامحدثی(گیلانی)

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Zahra Gilani

کوفه چه کردی؟!!!!!

هوای کوفه بارانی است...
سحری خونین است...
خنجری تلخ می شکافد فرق آسمان را...
شب سرد است...
کوچه خالی از رهگذر...
رمضان از نیمه برفت...
ماه زمینی شد و شیشه ی دل شکست...
آسمان دل به دریا زد و بارید...
سخت بارید...
خنجر شکافت فرق علی را...
هاااای دنیا تمام شد عمرت..
دست شب آلوده شد به خون...
کوفه غرق خون شد امشب...
هااااااای زمین نگه دار زمان را......
شکافتند فرق شیر خدارا...
وحال دیگر زنده بود به کدامین امید...
کوفه چه کردی...
زهرامحدثی(گیلانی)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Zahra Gilani

یک لبخند...

تا ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ...... ﮐﺞ ﺷﺪ ﮐﻼﻩ ﺗﻮ
ﺷﺪ ﻏﺮﻕ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ...... ﻃﺮﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ
ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪ .......ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺘﺎﺯﻭﻧﻢ
ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ...... ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺴﻮﺯﻭﻧﻢ
ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ...... ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﺩﯾﺪﯼ
ﺍﺯ ﻧﺴﻞ ﺧﺎﮐﯽ ﻫﺎ ......ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺟﺪﺍ ﺩﯾﺪﯼ
ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ...
ﺑﻮﺩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﻦ ..... ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻦ

.....

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

مسافرشب.....

مسافر شب بودن شده عادت این دل شکسته
سال هاست درتاریکی تنهایی به دوش میکشم مسافر بودن را
تو را مقصد گرفتم......همراه نبودی!
تو بودی منتهای تمام شب های تارم.....
تو بودی آخر دلتنگی هایم.......
سال هاست که با خود می برم بیقراری چشمانت را.....
گوش کردن به تمام صدایت بدون وجودت.....
شده کابوس شباشب تنهایی ام.....
مرهمی نمی خواهم جز صدای زیبایت...
من نه امیدی به امروز دارم نه فردا را می خواهم....
من تنها دیروز را می خواهم....
دیروز با تمام حرف هایت...
دیروز با تمام لبخند هایت....
این جا همه چیز خوب است...
مادامی که به سر می برم زندگی را با خاطراتت
مادامی که حس میکنم نفس های گرمت را...
من از این زندگی قانعم به دیروز و خاطرات با تو بودن.....
...
زهرامحدثی(گیلانی)

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

دستان سردم را بگیر.....

من خواندم کوه را ......
جوابی ندادو سکوت کردم......
غرق در سکوت دریا فریاد زدم.....
جوابی نشنیدم و سکوت کردم...
عرش را خواندم به فرش رسید....
ولی ...
باز جوابی نیامدو سکوت کردم...
قسم دادم شب را به روی ماهت...
غرید و نالید...
گفتم :عاشقم....
باران گرفت...
باران را گفتم خبری از چشمانت می خواهم...
هیچ نگفت فقط... بارید..
حال تو بگو.....
تو را از کدامین شب طوفانی بخواهم.....
درپس کدامین ستاره جستجویت کنم....
تو را به عرش کبریایت قسم می دهم....
دستان سردم را بگیر......
من به آغوش گرمت نیاز دارم....
بند بند وجودم تهیست از آرامش نگاهت......
مرا در آغوش بگیر......
من به آغوش گرمت نیاز دارم......
خدای من!مهربان خدایم!....
دستان سردم را بگیر.....
من به گرمای وجودت نیاز دارم.......!
زهرامحدثی(گیلانی)

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

یکی اینجا پر از گریه شبا عکساتو می بوسه .....

توکه چشماتو می بستی...یه دنیا چشم به راهت بود
تو ذهنم آخرین تصویر تمنای نگاهت بود
توسمت اوج میرفتی ..زمین پای منو می بست
تو رو دست کسی دادم که می دونم حواسش هست
با این که نیستی این روز ها حضورتو چقدر ملموسه
یکی اینجا پر از گریه شبا عکساتو می بوسه
یه وقتایی که دلتنگم یه روزایی که دل گیرم
یه کم آغوش تو باشه چقدر آروم میگیرم
می خوام سرگرم دنیاشم ..شاید یادم بره دردم
واسم سخته نمی تونم به خونه بی تو برگردم
تمام باورم اینه تو بی اندازه زیبایی ..میشه آغوشتو حس کرد
میشه فهمید اینجایی...یکی هرشب تو رویامه ...
نگاهش مثل آتیشه..یکم وقتی که میخنده شبیه عکس تو میشه
با این که نیستی این روزها حضورتو چقدر ملموسه
یکی اینجا پر از گریه شبا عکساتو می بوسه
یه وقتایی که دلتنگم یه روزایی که دلگیرم ..
یکم آغوش تو باشه چقدر آروم میگیرم...
می خوام سرگرم دنیا شم شاید یادم بره دردم
واسم سخته نمی تونم به خونه بی تو برگردم
واسم سخته نمی تونم به خونه برگردم...
با اینکه نیستی این روز ها حضورتو چقدر ملموسه
یکی اینجا پر از گریه شبا عکساتو می بوسه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

تحمل نداره نباشی......دلی که تو تنها خـــــــــــــــــــــــد ا شی........

توجای منم داری زجر میکشی.یه نفر عاشقته که تو عاشقشی
توبه جای منم پرغصه شدی...نذار خسته بشم نگو خسته شدی
نگران منی که نگیره دلم...واسه دیدن تو داره میره دلم
نگران منی مثل بچگیا..تو خودت میدونی من ازت چی میخوام
مگه میشه باشی و تنها بمونم...محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بیشماره.......هنوزم بجزتو کسی رو نداره
نگو دیگه آب از سرمن گذشته...مگه جزتو کی سرنوشتو نوشته
تحمل نداره نباشی...دلی که تو تنها خداشی
یه غبار یخی یه ستاره سرد یه شب ازهمه چی به خداگله کرد
یه دفعه به خودش همه چی رو سپرد ...دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد
نگران منی به تو قرصه دلم توکنارمنی ....نمی ترسه دلم
بغلم کن ازم همه چیم رو بگیر بذار گریه کنم پیش تو یه دل سیر
مگه میشه باشی و تنها بمونم....محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بیشماره ..هنوزم بجزتو کسی رو نداره
عوض میکنی زندگیم رو تو یادم دادی ..عاشقیم رو
تو رو تا ته خاطراتم کشیدم ...به زیبایی تو کسی رو ندیدم
نگو دیگه آب از سرمن گذشته ...مگه جزتو کی سرنوشت و نوشته
تحمل نداره نباشی......دلی که تو تنها خـــــــــــــــــــــــد ا شی
مهرزاد امیرخانی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

برای من!

مهم بودی.....
مهم هستی......
اصلا تو تمام زندگیم هستی.....
تو پر می کنی تمام شباشب زندگیم را.....
ولی.......
من سال هاست که دادم به دست ماه عمرم
تمام لحظه هایم را......
من فصل هاست که بیزارم از انتظار......
چون پرکرده ماهم زندگیم را.........
روزهاست که دیگر تنها نیستم.......
مرا ببخش ......
اما من بخشیدم تمام زندگیم را .....
تمام خنده ها و گریه هایم را......
تمام خوشی و ناخوشی هایم را.......
تمام بودن ها و نبودن هارا.......
تمام اشک هاوحتی تمام بغض هایم را.......
بخشیدم به ماه زندگیم......
ماه زندگیم ! مرا تنها نگذار ای تمام زندگیم
ماه من!خدای مهربان من! ای تمام آرامش من!
کنارم.............بمان........
می خواهم فقط خودت شاهد گریه های شبانه ام باشی.......
می خواهم باشی و من گنه کار را تنها نگذاری..........
بمان و بدان........
لحظه هایم از وجود مهربانت لبریزاست......
خدای من!
بمان............برای من!

زهرامحدثی(گیلانی)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

منتــــــــــــی بنــــــــــما.......

خدایا.............!
تــــــــــو بمـــــــــــــــــــــان با مــــــــــــــن.............

خانــــــــــه ای این حقــــــــــــــــیر را روشــــــــــــن کــــــــن......

منـتــــــــی بنــــــــــــــما بمــــــــــــــان........

نگـــــــــــــــذار تنــــــــــــــــــها بمـــــــــــــــانم........

زهرا محدثی(گیلانی)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Zahra Gilani