シآیا خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا برای بنده اش کافی نیست! ؟؟؟シ

۴۷ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

این خواستن چیز کمی ست ...

در این حجم کوچک دنیا ...
در این عرش دلم ....
در این چشمان صافم ...
در این آسمان بارانی ....
می نویسم از تو ...
دنیای کوچکت ظرفیت عشق عظیم من را ندارد ...
می لرزد چهارستون دلش وقتی می خوانمت ..
وقتی قصه ی عشقت را برایش لالایی می خوانم ...
.به خواب مرگ فرو می رود ...
تحملش سخت است ..نمی تواند ...
من به حجمی وسیع تر نیاز دارم ...
من لبه ی پرتگاهم باید بخوانمت ....
غربت بیراهه ی عشقت زمین گیرم کرد...
صد ساله که من تمام شهر را شعر کرده ام ...
مثل پنجره ی کهنه ای که رویش به دیوار است ...
پنجره ی دلم رو یه مرگ است ....
غم تمام جهان را تسخیر کرد ....دارم از عشقت می نویسم..
می دانم که می دانی وقتی کنارمی عشق زیباترین احساس دنیا می شود ...
گفتی این فاصله نیست بین تو و خیال من ...
من عاشقم ...این عشق تمامش در دنیای تو خلاصه می شود ...
با یادت می گریم ...
و اشک هایم را هدیه می فرستم به سویت ...
دیدن خنده هایت آرزوی دل تنهای من است ....
می خواهمت ....
این خواستن چیز کمی ست ...
خدایا دوستت دارم!
زهرامحدثی(گیلانی)



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺎﻭﺭﻣﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻧﻴﺴﺖ !!

ﺩﻭ ﻗﺪﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﻪ ﯾﻐﻤﺎ ﺑﺮﻭﺩ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﻧﮓ ِ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺯ ﮐﻒ ِ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﻭﺩ
ﻫﺮﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺑﺮﺍﻧﮕﯿﺨﺖ ﮔﻮﺍﺭﺍﯾﺶ ﺑﺎﺩ ......
ﺩﻝ ِ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺷﻮﻗﯽ ﭘﯽ ِ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺮﻭﺩ؟
ﮔﻠﻪ ﻫﺎﺭﺍﺑﮕﺬﺍﺭ !
ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﺭﺍﺑﺲ ﻛﻦ!
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﮔﻮﺵ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺗﻮ ﻫﻲ ﺷِﻜﻮﻩ ﻛﻨﻲ !
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﭼﺸﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺒﻴﻨﺪ ﺍﺧﻢ ﺩﻟﺘﻨﮓِ ﺗﻮ ﺭﺍ ...
ﻓﺮﺻﺘﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺻﺮﻑ ﮔﻠﻪ ﻭﻧﺎﻟﻪ ﺷﻮﺩ!
ﺗﺎﺑﺠﻨﺒﻴﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ !!
ﻣﻬﺮﺩﻳﺪﻱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﭼﺸﻢ ﮔﺬﺷﺖ ....
ﻳﺎﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺟﺪﻳﺪ !!
ﺑﺎﺯﻛﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﻋﻴﺪ !!
ﺍﻳﻦ ﺷﺘﺎﺏ ﻋﻤﺮﺍﺳﺖ ...
ﻣﻦ ﻭﺗﻮﺑﺎﻭﺭﻣﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻧﻴﺴﺖ !!
 ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻛﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ؛
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻛﻢ ﺍﺳﺖ؛
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻏﻢ ﺍﺳﺖ؛
ﭼﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﻡ ﻭ
ﭼﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻭ
ﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ...
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻌﺮﻛﻪ ﻫﻤﺖ ﻣﺎﺳﺖ ..
. ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻴﮕﺬﺭﺩ

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

ازت متشــــــــــــــــــــــکرم...

ازت متشکرم دیوونه ی من از اینکه چشم به این دنیا گشودی
از اینکه پا تو زندگیم گذاشتی از اینکه پا به پام همیشه بودی
ازت ممنونم ای تنهای عاشق که یادم دادی دستاتو بگیرم
اجازه دادی با تو هم نشین شم تو جون دادی به این احساس پیرم
ازت متشکرم دیوونه ی من ازت مچکرم دیوونه ی من
کسی جز تو تو قلبم جا نمیشه تو پای عشقو به قلبم کشیدی
تونستی با بدو خوبم بسازی تو طعم سختیو با من چشیدی
تو یادم دادی با چشمام بخندم به اون روزای تلخم بر نگردم
از این ناراحتم کم با تو بودم باید زودتر تو رو پیدا میکردم
از این ناراحتم کم با تو بودم شبای بی تو من بی خواب میشم
کسی هم اسم تو هر جا که باشه مثه پروانه ها بی تاب میشم
ازت متشکرم دیوونه ی من ازت مچکرم دیوونه ی من

Azat Motashakeram [320].mp3 


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

من عشقو با احساس تو می فهمیدم..

این عطر تو آخر منو می سوزونه
من تمام دنیامو تو دستات دیدم
من عشقو با احساس تو می فهمیدم..

وقتی که صداتو میشنوم حالم
یه حال ِ عجیبه بی رمق میشه
این خاصیت غریبه چشماته
مثل سنگ خورده رو تن شیشه
دوست داشتن تو گاهی حسابم بود
هر لحظه با تو بودنم کم بوده
کاشکی که ببخشی هر چی از من دیدی
هرچی که میشد بازم تو می خندیدی

از این همه یادگاری تو این خونه
این عطر تو آخر منو میسوزونه
من تمامه دنیامو تو دستات دیدم
من عشقو با احساس تو میفهمیدم
هم نامه عشق بهترینهامی
چون عاشق ماه هفتم سالم
من عاشق درد زرد پاییزم
از عطر تنت دوباره لبریزم..

وقتی که میخندی دل ِ من میره
این لحظه برای من نفس گیره
ای کاش یکم حالمو می پرسیدی
وقتیکه نباشی عاشقت می میره

با اینکه نگاهت میده آزارم
من باز نگاتو خیلی دوست دارم
من عاشق درد زرده پاییزم
از عطر تنت دوباره لبریزم

از این همه یادگاری تو این خونه
این عطر تو آخر منو میسوزونه
من تمامه دنیامو تو دستات دیدم
من عشقو با احساس تو میفهمیدم
هم نامه عشق بهترینهامی
چون عاشق ماه هفتم سالم
من عاشق درد زرد پاییزم
از عطر تنت دوباره لبریزم..

ترانه سرا : مازیار فلاحی

Mahe Haftoom (Atr) [320].mp3 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

با گــریــه مـــی خنـــدم .......بـــــــــــــــرو.....

کاشکی زمان عقب بره وایسته رو اولین قرار

یه دل سیر نگات کنم خاطره هاتو جا بذار

چشمامو میبندم برو با گریه میخندم برو

به آرزوت میرسونم با دستایه خالیم تو رو

اگه بهت گفتم برو اگه ازت جدا شدم بیشتر به خاطر تو بود کمتر به خاطر خودم

فقط به خاطر تو که بیشتر اونو دوسش داری اما نمیتونی پیشم حرف جدایی بیاری

گفتم برو خودم ولی نمیبینی حال منو چرا یکی نمیرسه به بنده راه رفتنو

نیمه ی خالی سهم من عشق خیالی سهم من آرزوهام برای تو آشفته حالی سهم من

عطری دیگه شبیه تو تویه اتاقم نمیاد هیچ وقت دیگه از ته دل خنده سراغم نمیاد

برای خوشبختیه تو جاده نشست به انتظار چطور دلت اومد بری خودت رو جای من بذار

اگه بهت گفتم برو اگه ازت جدا شدم

اگه بهت گفتم برو اگه ازت جدا شدم بیشتر به خاطر تو بود کمتر به خاطر خودم

فقط به خاطر تو که بیشتر اونو دوسش داری اما نمیتونی پیشم حرف جدایی بیاری

دستاتو ول کردم بری با اینکه دستم جون میداد

هر کدوم از ما عشقشو باید یه جور نشون میداد

Ba Gerye Mikhandam [320].mp3


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

انقدر با هوایت خوشم که جزو درد های بی دواست .....

انقدر دوستت دارم که از حوصله ی قلم جداست ...

انقدر می خواهمت که مثل نوایی بی صداست ......

انقدر با هوایت خوشم که جزو درد های بی دواست .....

چه شب ها که به یادت خوابیدم ،آرامم کردی ...

گفتی این دل از دل های ماست ........

گفتی غمت نباشد ...کنارت هستم تا ابد ...

گفتم دلم خون است گفتی این کارت از لطف ما سواست ...

گفتم چه کنم ،روزگار سخت می گذرد ،

گفتی اگر توکلت به ماست ...

این حرف ها جدای این معناست ....

دیشب گفتم کنارم می مانی؟

 گفتی :اشک هایت را نگاه دار تا این دلت با خداست !!

زهرامحدثی(گیلانی)


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

دستکت بوسم ..بمالم پایکت....

دید موسی یک شبانی را به راه/// کو همی گفت ای خدا وای اله

توکجایی تا شوم من چاکرت/// چارقت دوزم کنم شانه سرت

دستکت بوسم بمالم پایکت/// وقت خواب آید بروبم جایکت

ای فدای توهمه بزهای من/// ای به یادت هی هی وهی های من

زین نمط بیهوده می گفت آن شبان/// گفت موسی با که هستت ای فلان

گفت با آن کس که ما را آفرید/// این زمین و چرخ از او آمد پدید

گفت موسی،  های خیره سرشدی/// خود مسلمان ناشده کافر شدی

این چه ژاژاست وچه کفراست و فشار/// پنبه ای اندر دهان خود فشار

گرنبندی زین سخن تو حلق را/// آتشی آید بسوزد خلق را

گفت ای موسی دهانم دوختی/// وز پشیمانی تو جانم سوختی

جامه را بدرید و آهی کرد و تفت/// پافتاد اندر بیابان و برفت

وحی آمد سوی موسی از خدا/// بنده ی ما را ز ما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی/// نی برای فصل کردن آمدی

درحق او مدح و درحق تو ذم/// در حق او شهد و درحق تو سم

ما بری از پاک و ناپاکی همه/// از گران جانی و چالاکی همه

من نکردم خلق تا سودی کنم/// بلکه تا بربندگان جودی کنم

ما برون را ننگریم و قال را/// ما درون را بنگریم و حال را

خون شهیدان را زآب اولی تر است/// این خطا از صد ثواب اولی تر است

لعل را گر مهر نبود باک نیست/// عشق را دریای غم غمناک نیست

در دل موسی سخن ها ریختند/// دیدن و گفتن به هم آمیختند

چون که موسی این خطاب از حق شنید/// در بیابان در پی چوپان دوید

عاقبت دریافت او را و بدید/// گفت مژده ده که دستوری رسید

هیچ آدابی و ترتیبی مجوی/// هر چه می خواهد دل تنگت بگوی  

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Zahra Gilani

تورو خواب دیدم ,تورویادمه....

تورو خواب دیدم ,تورویادمه
همون شب که لالاییِ مادرم...
داره بوی عطرت بهم میرسه
توی خلوت کوپه ی آخرم

توروخواب دیدم , تورویادمه
دلم کفتراتو بغل کرده بود
یه گوشه توی دفتر حاجتش
یه شاعر نگاتو غزل کرده بود

دارم میرسم ,میرسه گنبدت
هوای چشام باز بارونیه
چرا حال اینجا یه جور دیگه ست؟
چرا عشق کم نیست  ؟ارزونیه
...
ضریح تو نزدیکه ,راهش کمه
غریبی که ازراه دور اومده
نوشتن:(به خورشید هشتم سلام)
به پابوسیِ ماه دور اومده
...

مگه دست من میرسه دست تو؟
صف عاشقاتو ببین پرشده
خودآسمونم نشسته زمین
نگا کن نگا کن زمین پرشده

میشینم همینجا نگات میکنم
کنارزنی که شبیه منه
داره غرق تو میشه حس می کنم
تورو توی اشکاش صدا میزنه

یه گوشه  یکی  زل زده سوی تو
میدونم میدونی دلش خونه نه ؟
داره عاشقت میشه باهر نگاش
مث عشق لیلی به مجنونه ,نه ؟

یکی توی سجده ست چن ساعته
همه عاشق  صحن وسجاده ان
مث کفترات  توی هفت آسمون
به گلدسته های تو دل داده ان

یه بچه کنارغم مادرش
نشسته  به دستای تو زل زده
چه معصومِ ,انگاری از چشم هاش
 به چشمای معصوم تو پل زده

...
چقد عاشقات پاک وخوبن آقا
میذاری منم خاک پاشون بشم؟
آخه عاشق عاشقاتم شدم
فدای امام رضا(ع) شون بشم
.....

سفر...روز آخر...یه بغض عجیب
نگات میکنم بانگاهِ ترم
داری دور میشی ..دارم میرسم
توی خلوت کوپه ی آخرم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

خـــــــــــــــــــــــــــــــدا چقدر خوبه تـــــــــــــــــــــــــو رو دارم ................

خـــــــــــــــــــــــــــــــدا چقدر خوبه تـــــــــــــــــــــــــو رو دارم ................

چقدر خوبه کنارم می مانی ......

چقدر خوبه عشق را برایم معنا می کنی.............

خدای مهربان من !

خواسته ای دارم !

می خواهم بیشتر از پیش حضورت را کنارم معنا کنی............

می خواهم تا ابد باشی .............

می خواهمت!


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

همه چیز در یک صبح جمعه اتفاق افتاد ...

همه چیز در یک صبح جمعه اتفاق افتاد ...

عشق بود و درد و فریاد ...

دل بود و قاضی و متهم ...

همه چیز در باختی بی برد بود ...

قاضی حکم را صادر کرد ..!

که باورش می شود که اینبار انگشت اتهام به سوی من باشد ؟؟؟!

هـــــــــــــــیچکس!

باور داشتم که درگیر عشقی پاکم ...

درگیر شیرینی بی مگسی که زندگیم را شیرین می کند ...

درگیر عشق بی منظور !

بی دلیل!

باورداشتم اگر روزی ،دست تقدیر حکم جدایی برایمان برید !

یا خدا می آید و می گوید که این عشق پاک است !پاک!

یا تو می آیی با یک بغل دلیل برای رد کردن حکم بریده شده!

همه چیز در یک صبح جمعه اتفاق افتاد !

در شهری دور از وطن !

عشق بود و اشک و باران!

من بودم و کسی که حکم بریده شده را می خواند !بی حق دفاع!

دفاعی در کار نبود !

حرف هایم تاثیری نداشت ...

اشک هایم تاثیری نداشت !

که باورش می شود؟؟

اشک های من که جهان را می سوزاند تاثیری نداشت!!

حکم جدایی بریده شد!

ومن در انتظار...

گذشت....

یک روز .........دو روز ........یک هفته ....دوهفته ...

چه می بینم ؟

خدا سکوت کرد !تو سکوت کردی !

خدا نیامد! تو نیامدی !

فریاد های من تاثیری نداشت !

سکوت تو آنقدر سنگین بود که شیشه ی دلم را شکست!

و من هم سکوت کردم....

مثل تو!

مثل خـــــــــــــــــــــــدا !

مهر خاموشی زدم بر لبانم !!!!!!

فقط نوشتم ...

از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایم!

از تو!

از خودم....

زهرامحدثی(گیلانی)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani