シآیا خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا برای بنده اش کافی نیست! ؟؟؟シ

۵۹ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

این خواستن چیز کمی ست ...

در این حجم کوچک دنیا ...
در این عرش دلم ....
در این چشمان صافم ...
در این آسمان بارانی ....
می نویسم از تو ...
دنیای کوچکت ظرفیت عشق عظیم من را ندارد ...
می لرزد چهارستون دلش وقتی می خوانمت ..
وقتی قصه ی عشقت را برایش لالایی می خوانم ...
.به خواب مرگ فرو می رود ...
تحملش سخت است ..نمی تواند ...
من به حجمی وسیع تر نیاز دارم ...
من لبه ی پرتگاهم باید بخوانمت ....
غربت بیراهه ی عشقت زمین گیرم کرد...
صد ساله که من تمام شهر را شعر کرده ام ...
مثل پنجره ی کهنه ای که رویش به دیوار است ...
پنجره ی دلم رو یه مرگ است ....
غم تمام جهان را تسخیر کرد ....دارم از عشقت می نویسم..
می دانم که می دانی وقتی کنارمی عشق زیباترین احساس دنیا می شود ...
گفتی این فاصله نیست بین تو و خیال من ...
من عاشقم ...این عشق تمامش در دنیای تو خلاصه می شود ...
با یادت می گریم ...
و اشک هایم را هدیه می فرستم به سویت ...
دیدن خنده هایت آرزوی دل تنهای من است ....
می خواهمت ....
این خواستن چیز کمی ست ...
خدایا دوستت دارم!
زهرامحدثی(گیلانی)



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺎﻭﺭﻣﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻧﻴﺴﺖ !!

ﺩﻭ ﻗﺪﻡ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﻪ ﯾﻐﻤﺎ ﺑﺮﻭﺩ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﻧﮓ ِ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺯ ﮐﻒ ِ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﻭﺩ
ﻫﺮﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺑﺮﺍﻧﮕﯿﺨﺖ ﮔﻮﺍﺭﺍﯾﺶ ﺑﺎﺩ ......
ﺩﻝ ِ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺷﻮﻗﯽ ﭘﯽ ِ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺮﻭﺩ؟
ﮔﻠﻪ ﻫﺎﺭﺍﺑﮕﺬﺍﺭ !
ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﺭﺍﺑﺲ ﻛﻦ!
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﮔﻮﺵ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺗﻮ ﻫﻲ ﺷِﻜﻮﻩ ﻛﻨﻲ !
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﭼﺸﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺒﻴﻨﺪ ﺍﺧﻢ ﺩﻟﺘﻨﮓِ ﺗﻮ ﺭﺍ ...
ﻓﺮﺻﺘﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺻﺮﻑ ﮔﻠﻪ ﻭﻧﺎﻟﻪ ﺷﻮﺩ!
ﺗﺎﺑﺠﻨﺒﻴﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ !!
ﻣﻬﺮﺩﻳﺪﻱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﭼﺸﻢ ﮔﺬﺷﺖ ....
ﻳﺎﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺟﺪﻳﺪ !!
ﺑﺎﺯﻛﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﻋﻴﺪ !!
ﺍﻳﻦ ﺷﺘﺎﺏ ﻋﻤﺮﺍﺳﺖ ...
ﻣﻦ ﻭﺗﻮﺑﺎﻭﺭﻣﺎﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻧﻴﺴﺖ !!
 ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻛﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ؛
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻛﻢ ﺍﺳﺖ؛
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻏﻢ ﺍﺳﺖ؛
ﭼﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﻡ ﻭ
ﭼﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻭ
ﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ...
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻌﺮﻛﻪ ﻫﻤﺖ ﻣﺎﺳﺖ ..
. ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻴﮕﺬﺭﺩ

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

این خاصیت عشق است .......

من با تو خدا را فهمیدم ..........

با تو بود که فهمیدم خدا چقدر نزدیکه به زمین ...

عشق تو مرا به خدایم رساند ..........

چون مجنون لیلا که به خدا رسید...

من با تو بود که فهمیدم زمین ارزش گریه ندارد ...

گریه هایم را کنارت به امانت گذاشتم ....

تا غبار درد نشورد دلم را ....

ازت جدا شدم ....

چون خوشبختیت آرزومه ...

ازت جدا شدم ....

چون مجبور بودم ....

عشقم را شب آخر نشانت دادم ....

تازه عادت کرده بودم که در تنهایی بمانم ...

امدنت ناگهانی بود ...

تو گفتی تازه واردم ...........کمک می خواهم ...

من نمی دانم چطور شد که دلم را دادم ...

نمی دانم چطور شد که تو قله ی زندگی را فتح کردی ...

تو که تازه وارد بودی؟

چطور اینقدر راحت عاشقم کردی ...

چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من !!!!

عشق !!!

واژه ی غریبی بود .........

دلم سنگ بود ........

چطور اینقدر راحت به دام عشق صیدم کردی ....

شاید چون پاک بودی ...

یا که چون" خواهرم "خواندی...

این خاصیت عشق است .......

خوشحالم که در زندگی ام بودی ...

خوشحالم که عطر حضورت وجود سردم را گرم کرد ....

خوشحالم ...

سپاس...!

زهرامحدثی(گیلانی)


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

ازت متشــــــــــــــــــــــکرم...

ازت متشکرم دیوونه ی من از اینکه چشم به این دنیا گشودی
از اینکه پا تو زندگیم گذاشتی از اینکه پا به پام همیشه بودی
ازت ممنونم ای تنهای عاشق که یادم دادی دستاتو بگیرم
اجازه دادی با تو هم نشین شم تو جون دادی به این احساس پیرم
ازت متشکرم دیوونه ی من ازت مچکرم دیوونه ی من
کسی جز تو تو قلبم جا نمیشه تو پای عشقو به قلبم کشیدی
تونستی با بدو خوبم بسازی تو طعم سختیو با من چشیدی
تو یادم دادی با چشمام بخندم به اون روزای تلخم بر نگردم
از این ناراحتم کم با تو بودم باید زودتر تو رو پیدا میکردم
از این ناراحتم کم با تو بودم شبای بی تو من بی خواب میشم
کسی هم اسم تو هر جا که باشه مثه پروانه ها بی تاب میشم
ازت متشکرم دیوونه ی من ازت مچکرم دیوونه ی من

Azat Motashakeram [320].mp3 


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

من عشقو با احساس تو می فهمیدم..

این عطر تو آخر منو می سوزونه
من تمام دنیامو تو دستات دیدم
من عشقو با احساس تو می فهمیدم..

وقتی که صداتو میشنوم حالم
یه حال ِ عجیبه بی رمق میشه
این خاصیت غریبه چشماته
مثل سنگ خورده رو تن شیشه
دوست داشتن تو گاهی حسابم بود
هر لحظه با تو بودنم کم بوده
کاشکی که ببخشی هر چی از من دیدی
هرچی که میشد بازم تو می خندیدی

از این همه یادگاری تو این خونه
این عطر تو آخر منو میسوزونه
من تمامه دنیامو تو دستات دیدم
من عشقو با احساس تو میفهمیدم
هم نامه عشق بهترینهامی
چون عاشق ماه هفتم سالم
من عاشق درد زرد پاییزم
از عطر تنت دوباره لبریزم..

وقتی که میخندی دل ِ من میره
این لحظه برای من نفس گیره
ای کاش یکم حالمو می پرسیدی
وقتیکه نباشی عاشقت می میره

با اینکه نگاهت میده آزارم
من باز نگاتو خیلی دوست دارم
من عاشق درد زرده پاییزم
از عطر تنت دوباره لبریزم

از این همه یادگاری تو این خونه
این عطر تو آخر منو میسوزونه
من تمامه دنیامو تو دستات دیدم
من عشقو با احساس تو میفهمیدم
هم نامه عشق بهترینهامی
چون عاشق ماه هفتم سالم
من عاشق درد زرد پاییزم
از عطر تنت دوباره لبریزم..

ترانه سرا : مازیار فلاحی

Mahe Haftoom (Atr) [320].mp3 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

با گــریــه مـــی خنـــدم .......بـــــــــــــــرو.....

کاشکی زمان عقب بره وایسته رو اولین قرار

یه دل سیر نگات کنم خاطره هاتو جا بذار

چشمامو میبندم برو با گریه میخندم برو

به آرزوت میرسونم با دستایه خالیم تو رو

اگه بهت گفتم برو اگه ازت جدا شدم بیشتر به خاطر تو بود کمتر به خاطر خودم

فقط به خاطر تو که بیشتر اونو دوسش داری اما نمیتونی پیشم حرف جدایی بیاری

گفتم برو خودم ولی نمیبینی حال منو چرا یکی نمیرسه به بنده راه رفتنو

نیمه ی خالی سهم من عشق خیالی سهم من آرزوهام برای تو آشفته حالی سهم من

عطری دیگه شبیه تو تویه اتاقم نمیاد هیچ وقت دیگه از ته دل خنده سراغم نمیاد

برای خوشبختیه تو جاده نشست به انتظار چطور دلت اومد بری خودت رو جای من بذار

اگه بهت گفتم برو اگه ازت جدا شدم

اگه بهت گفتم برو اگه ازت جدا شدم بیشتر به خاطر تو بود کمتر به خاطر خودم

فقط به خاطر تو که بیشتر اونو دوسش داری اما نمیتونی پیشم حرف جدایی بیاری

دستاتو ول کردم بری با اینکه دستم جون میداد

هر کدوم از ما عشقشو باید یه جور نشون میداد

Ba Gerye Mikhandam [320].mp3


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

تو شیرینی رویای منی!

تو برای من همه نبودی که با همه ات مقایسه کنم!

یا که به گمان خودت کابوس شب هایم کنم!

انقدر درتمام روزها و شب هایم بودی که روحم عطر وابستگی می داد!

هیچ کدام از ان همه، همه این دلتنگی را برایم نداشت !

تقصیر تو نیست !

اشتباه از من است !

اگر کمی هشیار تر بودم!

تو نباید از حجم همه فراتر می آمدی ...

که حالا ...

بعد از این همه ماه!

درگیر احساست باشم 

کاش می فهمیدی که همان همه ،روز و شب یک پرسش از من دارند !

"تو"در نوشته هایت کیست؟

می شنوی این صدای من است ....

آن ها نمی دانند که تو کیستی!!!!

آن ها نمی دانند که تـــــــو!

خود را با آن ها مقیاس می کنی!!

آن ها نمی دانند!

همه...

تــــــــــــــــو!

"تو" جزو همه نیستی !

"همه"عاری از توست!

کاش می فهمیدی اگر دست دلم آزاد تر بود!

نیازی به التماس های تو نبود!

کاش می فهمیدی اگر بال هایم قدرت پرواز داشت!

به کنارت می آمدم تا مانع ضجه هایت باشم!

کاش می فهمیدی حضور بی وجود چیست!

کاش می فهمیدی کنارتم !ولی احساسم نمی کنی...

کاش می فهمیدی کنارمی! بی  آن که بخواهی ....

رویای من فراتر از سقف خیال توست!

کمی با چشم دل نگاه کن!

شاید حضورم را دیدی!

عزیز شب های تنهایی ام!

تو کابوس من نمی شوی!

تو شیرینی رویای منی!

خوب نگاه کنم!

ببین!

خـــــــــــــدا هست!

من هستم!

تو هستی!

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا هست!

زهرامحدثی(گیلانی)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

دنیایم غرق در عطر نفس های کسی ست ........

پریشانی حال دیروزم بود ...

حال خوبم ....

می دانی چرا؟

ذهنم خالی از دغدغه ...

چشمانم خالی از اشک بیهوده ...

دنیایم غرق در عطر نفس های کسی ست ........

دستانم گرم است ..........

چون غوطه ور در دستان کسی ست .......

تمام دنیایم در دستان کسی ست که خیره ی چشمانم است ......

من عاشق هوای این روزهای دنیایم .....

من عشق را با احساس او فهمیدم ...

بغض حال خوب بارانی حال دیروزم بود .........

دوست داشتن او عذاب نیست .......

معنای حقیقی عشق است ......

او می فهمد مرا ...

می خواهد مرا ........

برای دوست داشتنش از من دلیل نمی خواهد ...

بی دلیل،بی برهان،بی منطق مرا دوست دارد ...

و من عاشقانه او را می ستایم ....

دنیای این روزهای من هم قد لبخندهایش شده ....

دنیای من توجیه دیروز نیست ....

حال خوب امروز است ....

من او را تازه به دست آوردم ...

رهایم نمی کند ...

رهایش نمی کنم ....

دوستش دارم ...

دوستم دارد ....

من خدایم را یافتم!!!

زهرامحدثی(گیلانی)

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Zahra Gilani

روزی بسیار نزدیک .....

این که به هیچ قیمتی فراموشم نمی کنید ...

این که هوایم را دارید ...

این که من رشت و شما مشهد ........

این که اشک هایم را از این فاصله می بینید ...

این که درد هایم را با این همه گناه می دانید ...

این که با شنیدن نامتان بغض می کنم...

این که هرکجا می روم نشانی از شما می یابم ...

این که شرمنده ی نامتان می شوم  ....شما لبخند می زنید...

این که تمام گره های زندگیم را با دستان خود باز می کنید ...

این که پشت هر در بسته شمایید و کلیدی که قفل دلم را بگشایید ....

این که گناهانم را نمی بینید و با هر اشکم دلم را آرام می کنید ...

این ها از فراسوی عشق جداست ....

آنقدر دلم را از هوایتان پر کرده ام که جایی برای دیگران نمانده ....

روزی می رسد که دیگر تنها صندلی خالی قلبم با حضور شما پر می شود ...

روزی بسیار نزدیک .....

"زهرا"


۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

انقدر با هوایت خوشم که جزو درد های بی دواست .....

انقدر دوستت دارم که از حوصله ی قلم جداست ...

انقدر می خواهمت که مثل نوایی بی صداست ......

انقدر با هوایت خوشم که جزو درد های بی دواست .....

چه شب ها که به یادت خوابیدم ،آرامم کردی ...

گفتی این دل از دل های ماست ........

گفتی غمت نباشد ...کنارت هستم تا ابد ...

گفتم دلم خون است گفتی این کارت از لطف ما سواست ...

گفتم چه کنم ،روزگار سخت می گذرد ،

گفتی اگر توکلت به ماست ...

این حرف ها جدای این معناست ....

دیشب گفتم کنارم می مانی؟

 گفتی :اشک هایت را نگاه دار تا این دلت با خداست !!

زهرامحدثی(گیلانی)


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani