シآیا خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا برای بنده اش کافی نیست! ؟؟؟シ

۳۹ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

صبح بخیر !!!

بیدار می شوی

به خودت صبح بخیر می گویی

           

برای خودت چای می ریزی

            تکیه می دهی به خودت

 

و فکر می کنی

 دل ات برای چه کسی

            باید تنگ می شده است؟

 

و فکر می کنی ...

 

چرا هیچکس

آنقدرها که باید خوب نبود ؛


که بی او

این صبح شهریور

            از گلویت پایین نرود .

 

 

 

رویا شاه حسین زاده

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

می‌خواهم برای تو نامه بنویسم...

می‌خواهم برای تو نامه بنویسم

 

می‌ترسم

 پست‌چی عاشقت شود

            کبوتر برگردد ، دق کند و دوری ات را بمیرد

 

می‌خواهم برای تو نامه بنویسم

 

می‌ترسم

شهر رفتنت را بفهمد

رود نبودنت را مرداب شود

            و خواب ، شب را کابوس کند

 

می‌ترسم

در راه به‌ باد برود

بعد به‌ دست چوپانی برسد و

هوای گوسفندانش را رها کند و

            به هوای تو ، گوسفند شود ...

 

می‌ترسم

جاده راه نرود ، بن بست شود

خانه خر شود و در ،

 به لنگه بچرخد و لج کند و

             "تـــو نیستی را" زنگ بزند

 

می‌خواهم برای تو نامه بنویسم

 

می‌ترسم ...

 می‌ترسم باز عاشق ات شوم  !

 

 

 

افشین صالحی

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

برای تـــو !

خورشید را

می دزدم فقط برای تـــو !


میگذارم توی جیبم

                        تا فردا بزنم به موهایت


فردا به تو می گویم چقدر دوستت دارم !


فردا تو می فهمی

فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت . می دانم !



آخ ... فردا !

راستی چرا فردا نمی شود ؟

            این شب چقدر طول کشیده ...

 

چرا آفتاب نمی شود ؟

یکی نیست بگوید خورشید کدام گوری رفته ؟




شل سیلور استاین

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

قفس...

بــال و پـر ریخته مرغم به قفس

 

 تـــــا گشایم پــــــر و بـــــــــال

 

پــــــــر پـــروازم نــــــــــــــیست

 

تا بگویم که در این تنگ قفــــــس

 

چه به مرغـــــــان چمن می گذرد

 

رخـــــــــصت آوازم نــــــــــــیست...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

بوسه -ماهی ...

در اب شستی تن بی تابت را

دیدند تمام رود ها خوابت را

لبهام شکل بوسه -ماهی شده اند

بنداز درون اب قلابت را ...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

ای همای من!

سیر نمی شوم ز تو ،ای مه جان فزای من!

جور مکن جفا مکن،نیست جفا سزای من!

با ستم و جفا خوشم،گرجه درون اتشم!

چونکه تو سایه افکنی بر سرم ای همای من!

مولانای جان

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

به آرامی آغاز به مردن می کنی ؛

اگر سفر نکنی، 

اگر کتابی نخوانی، 

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، 

اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می کنی ؛

زمانی که خود باوری را در خودت بکشی، 

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. 

به آرامی آغاز به مردن می کنی ؛

اگر برده ی عادات خود شوی، 

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی، 

اگر روز مرگی را تغییر ندهی، 

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی، 

و یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی. 

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی ؛

اگر از شور و حرارت از احساسات سرکش و از چیز هایی که چشمانت را به درخشش وا می دارند و ضربان قلبت را تند تر می کنند دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی ؛

اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت شاد نیستی آن را عوض نکنی ؛

اگر برای مطمئن در نا مطمئن خطر نکنی،

اگر ورای رویا ها نروی، 

اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگی ات ورای مصلحت اندیشی بروی. 

امروز زندگی را آغاز کن،

امروز مخاطره کن،

امروز کاری کن، 

نگذار که به آرامی بمیری! 

و فراموش نکن که زندگی همین حالاست. 

شادی را فراموش نکن... 

پابلو نرودا... ترجمه احمد شاملو 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

شرمنده ام !

خدایا انقدر دوستت دارم که قاصر است زبان واژه ها ...

شرمنده ام که بودی و ندیدم !

شرمنده ام که می گشتم به دنبال ارامش در کنار ادمی!

شرمنده ام که همیشه دستانم را گرفتی و بلندم کردی !

شرمنده ام که بودنت را ندیده گرفتم ...

شرمنده ام که بد بودم !

شرمنده ام !

به عظمتت خودت ببخش گناهم را ...

ممنونم که همیشه حواست بهم هست!

ممنونم که هستی!

دوستت دارم !

زهرامحدثی(گیلانی)

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Zahra Gilani

چشمانت را نمی فهمم !

چشمانت را نمی فهمم !

هیچ وقت ارتباط برقرار نکردم

با هنر های مفهومی!

با من سنتی

به زبان ساده ی نوازش

با دستانت حرف بزن...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Zahra Gilani

مگر دیوانه ایم؟!!!!

عاقلان گویند دوری کن ز عشق روی دوست!

ما و از عشق رخش دوری؟!.....مگر دیوانه ایم!!!!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Zahra Gilani