بگذار از چشمانت الهام بگیرم
یا کمی عاشقی از دلت وام بگیرم
قرار ما این نبود که سکوت کنی
شکنجه برای این دل خوب نیست باید قبول کنی
این همه اواز و شعر و غزل وترانه
همه به کنار ،این شعر را بکن به قلبت روانه
شعر های زیاد ،و نگاه های عاشقانه
خسته ام کرده اند،تو نمونه ی بهتری سراغ داری برای این دیوانه
من شاعر شالیزارم ،غرقم کرده است گیلان با ان همه ترانه
دقت کنی می یابی در چشمانم
سیل عظیم چندی پیش جهانم
می نویسم ،که نوشتن مسکن است برای من
کمی چای یا قهوه بهتر است برای من
دوستت دارم ،بی پروا می گویم
که فردا نگویی ،بی وفا بود و بدون حرف رفت ..
زهرامحدثی(گیلانی)