گرچه دنیامان پر از درد سر است

 حال و روزم با تو خیلی بهتر است

 

 بر شبِ شعر خیالاتم  بتاب

 چلچراغ چشم هایت محشر است

 

 با تو ساعت زودتر طی می شود

 دوری از تو، واقعا رنج آور است

 

 زورقِ دل، در خیالت غرق شد

 موج های یاد تو ویرانگر است

 

 سیل با من بیشتر رخ می دهد

 دود آهم، ابر باران آور است

 

 گاه گاهی نیستی و غافلی

 همچنان اما خیالت در سر است

 

 مرده شورِماه و سال و روزگار

 بی تو مرگ از زندگانی بهتر است

 

 ساز شعرم باز تاثیری نداشت

 گوش قلب سنگ تو، گویا کر است


حمدالله لطفی