یار من کو؟بی دلم ،دائم هوایش می کنم
توبه کردم،باز دارم ادعایش می کنم
چشم و گوشم را پس از این توبه هم دادم به او
او بخواهد باز هم جان را فدایش می کنم
چونکه میترسم صدای ناله ام را بشنود
دزدکی با سوز دل صدایش می کنم
یک جهان در پایکوبیاز شکست توبه ام
توبه می افتد به پایم من فنایش می کنم
رنج ترک ساغر و شاهد برایم مشکل است
بیخودی با توبه ام دارم جفایش می کنم
یار من هم باده می خواهد ،ندارم چاره ای
توبه ام را بشکنم،بعدا قضایش می کنم
ماجرای قطره های برف را نشنیده ای؟
بی صدا حل می شوم در خود ثنایش می کنم ..